سلام
بعضی از دوستان نظراتی داده بودند که بعضی از بحثها نا مفهوم هستند.بله مابرای اینکه بتوانیم معاد را معنی کنیم بحثهایی که در دست داریم یه خورده نامفهوم هستند ولی اگر بحث را چند بار تکرار کنند مفهوم آن را می گیرید.(با عرض معضرت).
بجز این بحث یه قسمت دیگر هست که توضیحات کلی درباره معاد به پایان میرسد و می پردازیم به مباحث بعدی.
4-تعبیر قرآن:
این تعبیر قرآن را ببینید-آیات معاد اساساً برای موعظه هم خیلی خوب است-در اواخر سورۀ حشر می فرماید((یا اَیُّهَا الذینَ امنو اتَّقُوا الله)) ای اهل ایمان ! تقوای الهی داشته باشید، از خدا بپرهیزید، که معنایش این است که خودتان را از غضب الهی، از مخالفت فرمان الهی دورنگه دارید. ((وَ لتَنظُر نَفسٌ ما قَدَّمَت لِغَدٍ)) خیلی تعبیر عجیبی است؛ ((وَلتَنظُر)) امر است: ((و باید هر نفسی و هرکسی نظر کند و دقت کند در آنچه برای فردا می فرستد)). این صریح ترین تعبیری است که می شود در این زمینه کرد.وقتی به ما می گوید بیایید در کار و عمل خودتان مراقب باشید، به این تعبیر می گوید: دربارۀ این چیزهایی که برای فردا پیش می فرستید، در مورد این پیش فرستاده های خودتان دقت کنید، دقیق باشید. درست مثل آدمی که در یک شهری هست و برای شهر دیگری که بعدها می خواهد برود در آنجا سکنی اختیار کند، کالایی قبلاً تهیه می کند و می فرستد؛ به او می گویند در این چیزهایی که قبل از خودت داری می فرستی، یک دقت خیلی کاملی بکن. بعد دو مرتبه می فرماید: ((وَ تَّقُوا اللهَ)) باز بار دیگراز خدا بترسید، از نا فرمانی الهی پرهیز کنید((اِنَّ اللهَ خبیرٌ بِما تَعمَلونَ)). چون اول تعبیر پیش فرستاده گفت، دو مرتبه به تعبیر خود عمل می گوید: خدا آ گاه است به اعمال شما؛ یعنی آنچه را شما می فرستید، خدا که آگاه است، پس خودتان هم آگاهی کامل داشته باشیدکه خوب بفرستید.
تعبیر قرآن همین مطلب است: ((یا اَیُّهَا الذینَ امنو اتَّقُوا اللهَ وَ لتَنظُر نَفسٌ ما قَدَّمَت لِغَدٍ)) باز دو مرتبه((وَ تَّقُوا اللهَ)، در دو نوبت درپس و پیش این جمله، که در آنچه پیش می فرستید خوب دقت کنید. خدا را جلوی چشم ما حاضر می کند به عنوان یک ناقد، به عنوان یک بررسی کن، به عنوان یک محک زن بسیاربصیر و دقیق. ((اِنَّ اللهَ خبیرٌ بِما تَعمَلونَ)). بعد می فرماید: ((وَلا تَکونواکَالَّذینَ نَسوا اللهَ اَنسیهُم اَنفُسَهمُ اولئِکَ هُمُ الفاسِقونَ))از آن کسان نباشید که خدا را فراموش کردند، خدا هم خودشان را از خودشانفراموشاند. این هم تعبیر عجیبی است. قرآن در یکی از تعبیراتش می گوید هر کس خدا را فراموش کند اثرش این است که خودش را فراموش می کند؛ یعنی خود واقعی اش را گم می کند، بین خودش و خودش فاصله قرار می گیرد، بعد هر کاری که می کند برای خودش نمی کند، بدبختیها را برای خودش جلب می کند اما خدمتها را نه برای خودش. به عنوان مثال، آدمی که دچار حرص و آز شدید است و به حکم حرص و آز کار می کند، از هر راهی شد(از حلال، از حرام، از هرجاشد) جمع می کند وجمع می کند، او که به فکر خودش است اگر حساب کند برای صد و پنجاه سال دیگر هم دارد، در صورتی که خودش می داند آنچنان پیر شده که ده سال دیگر هم بیشتر نیست. این آدمی است که خودش را فراموش کرده است. او خیال می کند که برای خودش کار می کند و در واقع نمی فهمد که اگر برای خودش هم بخواهد کار کند اینجور نباید کار کند.((وَلا تَکونواکَالَّذینَ نَسوا اللهَ اَنسیهُم اَنفُسَهمُ اولئِکَ هُمُ الفاسِقونَ)).
این آیه را به این مناسبت عرض کردیم که قران روی ارتباظ عالم دنیا و عالم آخرت واینکه آنجا دار الجزاء است و اینجا دارالعمل، اینجا مزرعه است، یوم الزرع است و آنجا یوم الحصاد، فوق العاده تکیه کرده است و بلکه اصلاً انبیاء اساس و روخ تعلیماتشان همین است؛ نظام دنیا را هم که درست می کنند، به اعتبار این است که همین پیوستگی میان دنیا وآخرت هست، یعنی اگر نظام دنیا نظام صحیح و عادلانه ای نباشد، آخرتی هم درست نخواهد بود؛ این دو با یکدیگر اینچنین وابستگی و پیوستگی دارند، نه اینکه تضاد دارند. از نظر قرآن سعادت واقعی بشر در دنیا و سعادت واقعی بشر در آخرت توأم اند. جدایی ندارند. آن چیزهایی که از نظر اخروی گناه است سبب بدبختی اخروی است، همانهاست که از نظردنیوی هم نظام کلی زندگی بشر را فاسد می کند؛ حالا اگر فرض کنیم یک فرد را خوشبخت کند ولی نظام کلی افراد بشر را فاسد و خراب می کند.
اینها خصوصیاتی بود که در آنها هیچ نمی شود شک و تردید کرد. خصوصیات دیگری هست که باید روی آنها بحث کرد والبته هر دسته ای هم آنها را همینطور صد در صد قطعی دانسته اند. آنها را ما باید جداگانه بحث کنیم.


